
صدای پای عید میآید. آری! عید قربان است، عید سر سپردگی و بندگی. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش، عید نزدیک شدن دلهایی که به قرب الهی رسیدهاند.
عید قربان ، پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) ، مشعر(محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مىرسد، عید قربان، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدا است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کرده قربانى مىکند تا سبکبال شود.
ای انسان! اکنون در منایی، ابراهیمی، اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل تو کیست؟ یا چیست؟ مقامت؟ موقعیتت؟ این را تو خود میدانی، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط میتوانم ” نشانیهایش” را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف میکند، آنچه تو را در “رفتن”، به “ماندن” میخواند، آنچه تو را، در راه “مسئولیت” به تردید میافکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا ” پیام” را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، زندگیات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش، از بلندی فرود میآیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیموارت را از دست میدهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیءو یا یک” نقطه ضعف”!
عید قربان ریشه در زمان حضرت ابراهیم(ع) دارد و قربانی نمودن از سنت های ابراهیمی است. مطابق بیان قرآن کریم حضرت ابراهیم(ع) از جانب خدا ماموریت یافت فرزندش اسماعیل را ذبح نماید وی با اسماعیل مشورت کرد هر دو آماده اجرای فرمان الهی شدند و با صبر در اطاعت و تسلیم و رضایت از آزمایش الهی سرافراز بیرون آمدند. ابراهیم از فرزندش اسماعیل به حکم وحی الهی دل کند خداوند هم با تبدیل ذبح وی به قربانی او را به پدر برگرداند. ابراهیم در سخت ترین آزمون الهی که دست کشیدن از فرزند است رستگار گردید و براساس وعده خداوند نام نیک او در تاریخ ماند و در سراسر مناسک حج، مسجدالحرام ، سرزمین منا و روز عید قربان نام او جاویدان شد.